
اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری پیچیده و مزمن مغزی است که نه تنها جسم، بلکه روان و روح انسان را نیز درگیر میکند. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که با وجود آگاهی از عواقب وحشتناک مصرف مواد، چرا یک فرد معتاد باز هم به مصرف خود ادامه میدهد؟ پاسخ به این سوال تکبعدی نیست و دلایل عمیق و چندلایهای دارد. درک این دلایل اولین گام برای همدلی با فرد مبتلا و کمک به ترک اوست. در این مقاله، به ۱۰ دلیل اصلی که باعث تداوم مصرف مواد در افراد معتاد میشود، میپردازیم.
۱. تغییرات شیمیایی در ساختار مغز
مهمترین دلیلی که یک فرد معتاد نمیتواند مصرف را متوقف کند، تغییرات فیزیکی و شیمیایی ایجاد شده در مغز اوست. مواد مخدر با تأثیر بر سیستم پاداش مغز، ترشح دوپامین را به شدت افزایش میدهند. با گذشت زمان، مغز به این سطح از دوپامین عادت میکند و دیگر قادر به تولید طبیعی آن نیست. در نتیجه، فرد برای احساس لذت یا حتی حس “طبیعی” داشتن، به ماده مخدر وابسته میشود. در این مرحله، مصرف مواد دیگر برای “خوش بودن” نیست، بلکه برای “طبیعی بودن” است.
۲. ترس از علائم ترک (خماری)
علائم ترک مواد مخدر میتوانند طاقتفرسا و گاهی حتی مرگبار باشند. این علائم بسته به نوع ماده مصرفی متفاوت است و شامل تهوع، استفراغ، دردهای عضلانی، اسهال، بیخوابی، افسردگی شدید و اضطراب میشود. ترس از تجربه این دردهای جسمی و روحی وحشتناک، فرد را مجبور میکند که برای فرار از آنها، دوباره به سمت مواد مخدر برود. این یک چرخه معیوب است که بدون سمزدایی اصولی و تحت نظر پزشک، شکستن آن بسیار سخت است.
۳. مکانیسم مقابله با دردهای عاطفی
برای بسیاری از افراد، اعتیاد از یک درد عمیق عاطفی نشأت میگیرد. مواد مخدر در ابتدا به عنوان یک مسکن قوی برای فرار از استرس، اضطراب، افسردگی، خاطرات تلخ کودکی یا آسیبهای روحی (تروما) عمل میکنند. فرد معتاد به جای یادگیری روشهای سالم برای مقابله با مشکلات، به ماده مخدر پناه میبرد و آن را تنها راه فرار از رنج درونی خود میبیند.
۴. انکار و نداشتن بینش نسبت به بیماری
یکی از نشانههای بارز بیماری اعتیاد، “انکار” است. بسیاری از معتادان عمق مشکل خود را درک نمیکنند و مدام به خود و اطرافیانشان میگویند: “من هر لحظه که بخواهم میتوانم ترک کنم.” این فقدان بینش نسبت به بیماری، باعث میشود که فرد هرگز برای درمان اقدام جدی نکند و تا رسیدن به “تهخط” به مصرف ادامه دهد.
۵. همنشینی با دوستان ناباب و محیط آلوده
محیط زندگی و اطرافیان نقش بسیار مهمی در تداوم اعتیاد دارند. اگر فرد معتاد در جمع دوستان و آشنایانی باشد که همگی مصرفکننده هستند، ترک کردن برای او تقریبا غیرممکن خواهد بود. در چنین محیطی، مصرف مواد یک رفتار عادی و پذیرفتهشده تلقی میشود و فرد برای تعلق داشتن به گروه، مجبور به ادامه این راه است.
۶. احساس شرم، گناه و سرزنش خود
معتادان معمولاً پس از هر بار مصرف، دچار احساس عمیق شرم و گناه میشوند. آنها خود را به خاطر کارهایی که انجام دادهاند (مانند دروغ گفتن یا دزدی) سرزنش میکنند. جالب اینجاست که این حس گناه، به جای اینکه محرکی برای ترک باشد، خود به دلیلی برای مصرف بیشتر تبدیل میشود؛ چرا که فرد برای فرار از این احساسات منفی، دوباره به پناهگاه امن خود یعنی مواد پناه میبرد.

۷. دسترسی آسان به مواد مخدر
یکی از موانع بزرگ بر سر راه ترک، در دسترس بودن مواد است. اگر فردی که مصمم به ترک است، در همسایگی خود یا در دسترس ترین مکان ممکن بتواند مواد تهیه کند، اراده او در برابر وسوسه لحظهای شکسته خواهد شد. تغییر عادات روزمره و دوری از مکانها و افرادی که یادآور مصرف هستند، برای بهبودی ضروری است.
۸. ناامیدی از درمان و عودهای مکرر
بسیاری از معتادان ممکن است یک یا چند بار اقدام به ترک کنند، اما پس از مدتی دچار لغزش و عود شوند. این شکستهای مکرر، احساس ناامیدی عمیقی در آنها ایجاد میکند. آنها به این باور میرسند که “بهبودی برای من ممکن نیست” و به همین دلیل، دست از تلاش برمیدارند و به مصرف مخرب خود ادامه میدهند.
۹. ناتوانی در تصور زندگی بدون مواد
برای یک فرد معتاد، مواد مخدر به بخش جداییناپذیر از هویت و زندگی روزمره او تبدیل شده است. او نمیتواند تصور کند که یک روز تعطیل را بدون مواد چگونه بگذراند، با دوستانش بدون مواد چگونه ارتباط برقرار کند و یا با استرسهای کاری بدون مواد چگونه مقابله کند. این ترس از زندگی بدون مواد و پر شدن خلأهای ناشی از آن، یکی از بزرگترین موانع روانی برای ترک است.
۱۰. وجود بیماریهای روانی همزمان (تشخیص دوگانه)
اغلب افرادی که به مواد مخدر اعتیاد پیدا میکنند، از یک بیماری روانی درماننشده مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرند. آنها ممکن است خوددرمانی کنند و با مواد، علائم بیماری روانی خود را تسکین دهند. تا زمانی که این اختلالات روانی زمینهای به طور همزمان با اعتیاد درمان نشوند، احتمال ترک موفقیتآمیز بسیار پایین است.
جمعبندی
تداوم مصرف مواد در یک فرد معتاد نتیجه یک جنگ درونی طاقتفرسا بین یک مغز بیمار و یک روح زخمخورده است. این دلایل نشان میدهد که اعتیاد یک “ضعف اخلاقی” یا “تنبلی” نیست، بلکه یک بیماری پیچیده است. بنابراین، برخورد با یک فرد معتاد نیازمند درک، همدلی و مهمتر از همه، کمک گرفتن از متخصصین ترک اعتیاد، روانشناسان و روانپزشکان است. اگر شما یا یکی از عزیزانتان با این مشکل دست و پنجه نرم میکنید، بدانید که راه بازگشت وجود دارد و بهبودی با کمک تیم حرفهای امکانپذیر است.
مقاله ساخت شیشه را مطالعه کنید







